جستجو

   
نسخه قابل چاپ
گزارش سفر به تايلند

{ سياوش مسيحا }

از بودا ... تا ... کودتا !

براي اولين بار مي خواستم با يک شرکت ايراني به يک سفر دور و دراز بروم. تايلند مقصد من بود اين سفر به دعوت دوست عزيزم علي قادري انجام مي شد که در حال حاضر در آن کشور اقامت دارد و يک شرکت خدمات گردشگري به نام هومن تور را مديريت مي کند. قرار بود در اين سفر چند ملاقات با مقامات کشور تايلند داشته باشم و قادري قبل از سفر هماهنگي هاي لازم را انجام داده بود. از تهران با هواپيمايي ماهان به مقصد بانکوک پرواز مي کنيم. خوشبختانه چند روز قبل از سفر قادري نيز به من ملحق مي شود. همراهي او از همان ابتداي سفر نعمتي است که نصيب من مي شود چرا که او به زبان تايلندي تسلط کامل دارد و از همان ابتدا مي فهمم که دانستن زبان کشور مقصد چقدر مي تواند مهم باشد. پرواز ماهان با توجه به درگيري چند مسافر در داخل هواپيما درست چند دقيقه قبل از پرواز باعث مي شود که هواپيماي ما با تاخير پرواز کند. دقيقا نمي دانم در اين شرايط که 10 تا 12 نفر داخل هواپيما مشغول پذيرايي از هم هستند!! طبق مقررات پرواز امکان بلند شدن هواپيما هست يا نه اما به هر حال اين سفر با آغازي نه چندان خوشايند شروع مي شود و در دل آرزو مي کنم که در ادامه سفر شاهد مشکلاتي حداقل از اين شکل نباشيم.

- اختلاف ساعت ايران با تايلند حدودا 5/4 ساعت است و با توجه به تاخيري که پرواز داشت تقريبا ساعت 4 بعد از ظهر خود را در فرودگاه بزرگ و شلوغ بانکوک مي بينيم. هيچ وقت نتوانسته ام در هواپيما خواب راحتي داشته باشم. هميشه در سفرهاي طولاني حداقل 2 روز طول مي کشد که بدنم به شراط عادي برگردد. و اولين برنامه ما هم درست 2 ساعت بعد از ورود ما به بانکوک بود. انجمن مسلمانان تايلند در هتل بسيار بزرگ و مجلل «دو سي تاني» مهماني بزرگي ترتيب داده است که چند نفر از خانواده سلطنتي که سرآمد آنها عروس پادشاه است در آن شرکت دارند. بايد در کمتر از 2 ساعت از فرودگاه به هتل برويم و آماده ي حضور در مهماني شويم. اين مهماني براي جمع آوري کمک به مسلمانان نيازمند تايلندي تدارک ديده شده است و شاهزاده ي تايلندي که بودايي نيز هست براي کمک به اين تشکل اسلامي در اين مهماني شام شرکت کرده است.
در اين مهماني قادري مرا با 2 نفر آشنا مي کند که شخصيت هاي بسيار جالبي هستند. ژنرال سونتي و خانم دارا. ژنرال سونتي در همان بدو آشنايي نشان مي دهد که بسيار خونگرم و خوش مشرب است. اما بعدا که با او بيشتر آشنا مي شوم به زواياي ديگر از شخصيت او پي مي برم. او قدرت در سايه کشور تايلند است. خانم دارا هم زن مسلماني است که ليدر زنان مسلمان تايلندي است و انجمني را رهبري مي کند که بزرگترين اقليت مذهبي کشور تايلند را تشکيل مي دهد. همانجا با ژنرال سونتي و خانم دارا قرار يک گفتگوي مفصل را مي گذارم. شاهزاده که وارد هتل مي شود مراسم به صورت رسمي شروع مي شود. به غير از ما چند ايراني ديگر هم هستند. محمد تمهيدي رايزن وقت فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و چند تن از همکارانش که با آنها هم آشنا مي شوم. قادري که بسيار روان به زبان تايلندي صحبت مي کند کار همه ي ما را راحت کرده است. مهماني نيمه هاي شب بعد از صرف شام تمام مي شود و فردا اولين روز ديدار من از تايلند است.
- تايلند کشور عجيبي است. کشور معابد. سرزمين سبز- سرزمين طلايي- سرزمين آزادي و... اين کشور نام هاي مختلفي در بين ملل مختلف دارد. شايد بسياري از ما پيش از آنکه با خود کشور تايلند آشنا باشيم با برنج تايلندي آشنا باشيم! به هر حال اين سفر براي من فرصتي بود که درباره ي اين کشور خيلي بيشتر از برنج تايلندي بدانم.
تايلند نزديک به 70 ميليون نفر جمعيت دارد که حدود 95% جمعيت آن را بودائيان تشکيل مي دهند و بزرگترين اقليت مذهبي مسلمانان هستند که نزديک به 5/4 % از جمعيت تايلند را تشکيل مي دهند و 5% باقي مانده هم به مذاهب ديگر اختصاص دارد.
مي گويند شيخ احمد قمي حدود 400 سال قبل در اين کشور به بازرگاني مشغول بود. وي که در سال 922 قمري در شهر قم متولد شده بود به خاطر وضعيت ممتازي که در تجارت داشت به دربار پادشاه تايلند «سوگ تام» راه يافت و با درايت خود و اعتمادي که پادشاه به او کرد تا مقام وزير اعظمي هم ارتقاء يافت. بيشتر مسلمانان تايلند خود را از نوادگان او مي دانند و جالب اين که به نوعي خون ايراني را در رگ هاي خود جاري مي دانند. براي همين سعي مي کنند ارتباط خوبي با ايرانيان داشته باشند.
اقليت مسلمان از احترام خوبي در اين کشور برخوردار است و شايد براي شما جالب باشد که يکي از قدرتمندترين افراد اين کشور يک مسلمان معتقد است به نام ژنرال سونتي. مردي مسلمان که بسياري از وقايع مهم در کشور تايلند در چند سال گذشته توسط او انجام شده است. (در اين مورد بيشتر توضيح خواهم داد).
تايلند يا سرزمين تاي يا سرزمين آزادي از شمال و شرق با لائوس و کامبوج، از جنوب با مالزي و از غرب با ميانمار همسايه است. طبق آخرين آمار توليد ناخالص داخلي 520 ميليارد دلار- نيروي کار حدود 37 ميليون نفر- نرخ بيکاري 4/1 درصد و نرخ تورم 2/2 درصد و حدودا 10 درصد از مردم تايلند زير خط فقر هستند. عمده محصولات صادراتي شامل محصولات دريايي- برنج- الوار- کامپيوتر و منسوجات .... است و محصولات وارداتي اين کشور بيشتر کالاهاي اساسي- مواد خام و نيمه فرآوري شده سوخت و ... است.
حکومت در اين کشور پادشاهي است اما پادشاه عملا قدرتي ندارد و بيشتر جنبه تشريفاتي دارد. پادشاه در اين کشور مقامي مقدس شمرده مي شود و از احترام زيادي برخوردار است رنگ زرد سمبل خاندان سلطنتي است. پادشاه که اکنون نزديک به 90 سال دارد در امور سياسي به هيچ وجه دخالت نمي کند اما در امور اجتماعي و عام المنفعه هم او و هم ساير اعضا خانواده ي سلطنتي مشارکتي فعال دارند. در گوشه کنار شهر بانکوک تصاوير بزرگي از پادشاه خودنمايي مي کند. قدرت سياسي در کشور در دست نخست وزير است که از ميان اعضاء مجلس انتخاب مي شود. در چند سال گذشته چندين نخست وزير در تايلند آمده و رفته اند. بعضي از آنها طبق قانون و با انتخابات و بعضي ديگر با روش هاي ديگر !!

روابط ايران و تايلند
- روابط ايران و تايلند سابقه اي بس طولاني دارد. عده اي از مورخان معتقدند که آثاري از خط فارسي که مربوط به نزديک به 800 سال قبل است در تايلند يافته اند و همين امر نشان مي دهد که ايرانيان از همان زمان با اين کشور مراوده داشته اند. اما ارتباط دو کشور عمدتا مربوط به دوران صفوي است. و از آن هنگام رو به گسترش نهاد که شيخ احمد قمي در دربار پادشاه در حدود 400 سال قبل داراي مقام شد. مناسبات رسمي بين ايران و تايلند از سال 1355 آغاز و تاکنون رو به گسترش بوده است.
- يک ملاقات با ژنرال سونتي- يک ملاقات با خانم دارا- يک ملاقات با معاون گردشگري وزارت توريسم و... علي قادري انگار مرا به اسيري آورده است. پشت سر هم قرار ملاقات مي گذارد. قبل از اينکه به تايلند بيايم گفته بود که چند قرار ملاقات خواهم داشت. اما نه به اين اندازه. فرصت ديدار از مراکز ديدني را به من نمي دهد. تقريبا هر روز با يک نفر قرار ملاقات دارم. شهر شلوغ و پرترافيک بانکوک هم مزيد بر علت شده است تا براي هر ملاقات چند ساعت در ترافيک باشيم. البته همين ترافيک هم براي کسي که تاکنون بانکوک را نديده است نعمتي محسوب مي شود. ازدحام جمعيت خود از ديدني هاي اين شهر است. شهري زنده که پياده رو عملا معنايي ندارد. تمام پياده روهاي اين شهر در تسخير دست فروش هاست. دست فروش هايي که از لباس و کفش تا سوسک برشته و قورباغه بريان عرضه مي کنند. اگر خواسته باشي با سرعت عبور کني هيچ راهي وجود ندارد جز از خيابان، چرا که در پياده رو به هيچ وجه امکان حرکت به صورت طبيعي وجود ندارد. حتي پياده روهاي مرتفع را هم دست فروش ها اشغال کرده اند. احتمالا شهرداري بانکوک واحد رفع سد معبر ندارد !! پياده روهاي مرتفع در بانکوک به وفور يافت مي شود. پياده روهايي که از بالاي خيابان ها کار عبور مرور عابران پياده را تسهيل مي کند و امتداد بعضي از آنها به طبقات مياني ساختمان هاي مختلف مثل فروشگاهها منتهي مي شود. بيشتر اوقات همين پياده روها هم در اختيار دست فروشان است. اولين قرار ملاقات ما با خانم دارا و معاون اوست. براي رسيدن به منزل ويلايي و زيباي او بايد نيمي از شهر بانکوک را از مسيرهاي مختلف طي کنيم. قادري که مي بيند از ازدحام جمعيت و ترافيک کلافه شده ام مي گويد عمدا از اين مسير مي رويم تا تو بيشتر با زندگي شهري مردم تايلند آشنا شوي!! و ادامه مي دهد:

«خانم دارا از احترام زيادي در بين مسوولين کشور تايلند برخوردار است و کلا مسلمانان داراي احترام هستند در بيشتر مراسم و مناسبات ملي که در تايلند برگزار مي شود از مسوولين مسلمان هم دعوت مي کنند.» بعد از حدود 3 ساعت که از خيابانهاي مختلف شهر عبور مي کنيم به منطقه اي در حاشيه شهر مي رسيم که تقريبا از ترافيک و ازدحام جمعيت خبري نيست. ساعت ملاقات ما 4 بعد از ظهر است. اين منطقه از آب و هواي دلپذيري برخوردار است. که علت آن هم ويلايي بودن بيشتر خانه هاست که حياط آنها هم از درختان و گياهان و گلها پوشيده شده است. با چند دقيقه تاخير به منزل خانم دارا مي رسيم. سبک خانه هاي ويلايي تايلند تفاوت هاي اساسي با معماري خانه هاي ويلايي ايراني دارد. ولي منزل خانم دارا داراي ويژگي هاي ديگري هم هست. هنوز در مبل جابجا نشده ايم که خدمت کاري براي ما نوشيدني مي آورد و همين زمان کوتاه کافي است تا به اطراف نگاهي بياندازم. ديوارهاي پذيرايي پر از نمادهاي اسلامي است دو شمشير با کلاه خود که با پر رنگي بلندي به رنگ قرمز که به آن مزين شده است نمادي اسلامي است که بارها آن را در تکيه ها و حسينيه هاي خودمان ديده ام و آن طرف تر قاب پنجره اي منبت کاري شده با نقوش اسلامي و کلمه ا... بر بالاي آن از جنس چوب و شيشه هاي رنگي ... به سادگي مي توان فهميد که صاحب خانه مسلماني معتقد است که علاقه بسياري نيز به ظواهر اسلامي دارد. هنوز با کنجکاوي مشغول تماشاي اطراف خانه هستم که خانم دارا و معاون او در انجمن مسلمانان تايلند نزد ما مي آيند. (اين گفتگو در شماره آينده به چاپ خواهد رسيد) حدودا يک ساعت و نيم گفتگو مي کنيم و پس از پذيرايي با برنج شيرين تايلندي به همراه انبه ي پخته (که اتفاقا هم خوشمزه بود) خداحافظي مي کنيم. اما قبل از خداحافظي از من قول مي گيرد که در ايران مرا ببيند يکي از آرزوهاي او ديدن دوباره ي ايران است.
- بودائيان تايلند مردماني معتقد به مذهبشان هستند. به جرات مي توانم بگويم که تايلندي ها بيش از همه ي بودائيان به بوديسم و دستورات اين مذهب پايبند هستند. من به کشورهاي مختلفي سفر کرده ام که بودائيان در آنجا اکثريت را داشته اند. و در هيچ کدام از اين کشورها آن اندازه که تايلندي ها را پايبند به اصول بوديسم ديدم نبودند. در هر کوچه و خياباني معبدي ديده مي شود و مردمي که مشغول عبادت هستند. بي جهت نيست که اين کشور را سرزمين معابد نيز مي نامند.
شايد در بانکوک بيش از هزار معبد کوچک و بزرگ ديده شود و هرگز و در هيچ ساعت از شبانه روز اين معبدها را بدون مردمي که مشغول عبادت هستند نمي بينيد. و مهم نيست که اين معابد کجا و چه اندازه باشند. کوچک يا بزرگ در حاشيه رودخانه و يا کنار يک خيابان پرتردد و حتي روي پل عابر پياده ! کافي است مجسمه اي کوچک از بودا، گوشه اي قرار گرفته باشد. همين کافي است تا مردمي که عبور مي کنند دستهاي خود را به احترام مقابل بودا قرار دهند. و آنهايي که فرصت بيشتري دارند و شايد نذر و نيازي هم داشته باشند دو زانو و با احترام کامل مقابل اين معبد نشسته و با روشن کردن شمع و عنبر و اهدا دسته گلي کوچک از گل ياس و يا مريم مشغول عبادت مي شوند. معمولا هر تايلندي همراه خود کتاب و يا جزوه اي دارد که دعاي مخصوص بودائيان است. کوچک و بزرگ- فرقي نمي کند همه اين دعا را با احترامي کامل مي خوانند و بعد به راه خود ادامه مي دهند. مظهر بودا عمدتا مجسمه اي است از يک انسان فربه با سري از فيل و چهار دست و دو پا. در جايي خواندم که دين و فلسفه ي بوديسم مبتني بر آموزه هاي «سيدار تا گوتاما» که در حدود 566 تا 486 (پيش از ميلاد) مي زيسته است. بوداگرايي به تدريج از هندوستان به ساير کشورها گسترش يافت و بيشترين پيرو را در آسياي جنوب شرقي دارد. بوديسم با بالغ بر 350 ميليون نفر پيرو يکي از اديان اصلي جهان به شمار مي آيد و اصول اعتقادي آن بر کردار نيک، پرهيز از کردار بد و پرورش ذهن استوار است.
چکيده ي آموزه بودا از اين قرار است:
«ما پس از مرگ در پيکري ديگر باز زاييده مي شويم. اين باززايي ما بارها و بارها تکرار مي شود. اين را چرخه هستي يا زاد و مرگ مي ناميم. هستي، زايش، پيري، بيماري، غم و اندوه- ماتم و نااميدي- دوري از آنچه دلخواه است و در نهايت دل بستن رنج آور است. هدف بايد بريدن از اين رنج و چرخه وجود باشد. درک چهار حقيقت اصيل، هسته اصلي آموزه بودا را تشکيل مي دهد. اين حقايق عبارتند از: 1- به رسميت شناختن وجود رنج 2- دليل رنج ديدن تمايلات نفساني است. 3- بريدن از رنج دست يافتني است 4- راهي براي رسيدن به جايگاه ي رنجي وجود دارد.»؟
شايد براي گروهي که با بوديسم آشنا نيستند بعضي از رفتارهاي بودائيان غيرقابل پذيرش باشد. عده اي معتقدند که کرنش و احترام بودائيان مقابل مجسمه و يا نمادي از بودا نوعي بت پرستي باشد. اما حقيقت چيز ديگري است. در آئين بودا کرنش در مقابل مجسمه بودا تنها تلاشي است براي يادآوري عظمت و آموزشهاي صاحب مجسمه- بودائيان در مقابل مجسمه چيزي از او نمي خواهند. فقط به او احترام مي گذارند و از او تشکر مي کنند. که راه حقيقت را کشف و به آنها نشان داده است. مردم در همه ي جهان به درگذشتگان خود احترام مي گذارند. براي کشتگان در جنگ بناي يادبود مي سازند. ديوار منازل خود را به عکس عزيزان از دست رفته مزين مي کنند بديهي است که اين احترام به عکس ابراز نمي شود. بلکه احترام به شخص متوفي است. بودائيان نيز مي گويند مجسمه ابزاري براي تمرکز فکري و روحي است که با علاقه فراوان به معلم بزرگ فکر مي کنند. «دوست عزيزم محمد تمهيدي رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در تايلند در همين زمينه کتابي ارزشمند چاپ کرده است به نام تايلند سرزمين طلايي. تمهيدي به زيبايي و رواني هرچه تمامتر زواياي مختلف بوديسم را توضيح داده است. اهداء اين کتاب ارزشمند به من کمک بزرگي بود که بتوانم بيشتر با مردم تايلند و آئين بوديسم آشنا شوم. بعضي از آمار و نکات کليدي اين گزارش با اجازه ي نويسنده ي آن از همين کتاب برداشت شده است.»

ديدني هاي تايلند
شايد يکي از جاذبه هاي منحصر به فرد تايلند همين معابد کوچک و بزرگ بودائيان در تايلند باشد. اما در کنار اين معابد ديدني هاي ديگري هم هست که گردشگران را از کشورهاي مختلف به سمت خود مي کشد. البته بعضي از اين مراکز تفريحي و ديدني مشابهت زيادي با همتايان ديگر خود در ساير کشورها دارد. باغ پرندگان، آکواريوم، باغ وحش، بازارهاي شناور، مزرعه تمساح ها، شهر انشنت سيتي که بزرگترين موزه بدون سقف جهان است. که بالغ بر 200 هکتار وسعت دارد. در اينجا شما مي توانيد نماي کوچکتري از کليه معابد و مجسمه هاي معروف تايلند را ببينيد.
باغ گلهاي رز يکي از زيباترين مکانهايي است که گردشگران براي ديدن آن لحظه شماري مي کنند. در اين باغ زيبا شما مي توانيد از ديدن بوکس تايلندي، رقص هاي محلي، جنگ خروسها، شمشير بازي و ... لذت ببريد.

مراکز خريد بانکوک
در بانکوک مراکز خريد زيادي وجود دارد. البته فرصت زيادي براي ديدن اين مراکز نداشتم اما مي شود بعضي از اجناس را با قيمت مناسب تهيه کرد. البته بعضي از اجناس را هم مي شود گرانتر از ايران خريداري کرد !! بايد مراقب باشيد. به عنوان نمونه براي دفتر يک تلفن پاناسونيک خريداري کردم که بعد از بازگشت متوجه شدم 20 هزار تومان گرانتر از ايران خريده ام! بعضي از مراکز خريد از اين قرار هستند:
سيلوم- پاتونم.- بيگ سي- ام، بي، کي- پات پونگ- يراتونام- سنترال ورد.

پوکت
بزرگترين جزيره کشور تايلند پوکت است که در جنوب اين کشور و حدود 900 کيلومتري بانکوک قرار دارد. مسافراني که مي خواهند از بانکوک به پوکت بروند عمدتا با هواپيما اين مسير را طي مي کنند. مسيري که با پروازهاي داخلي تايلند بايد طي شود. البته به خاطر حادثه اي که چندي قبل براي يکي از همين هواپيماها رخ داد و متاسفانه تعدادي از هموطنان ما هم در آن حادثه جان باختند تعداد مسافران ايراني براي اين مسير مقداري کاهش داشته است.
يکي از ديدني هاي اين جزيره معبد chalong Temple است که قدمتي ديرينه دارد. بناهاي تاريخي پوکت بسيارند از جمله مي توان به اين بناها اشاره کرد که ديدار از آنها خالي از لطف نيست.
Phang- ngu- kavabi- nakhon laung

به خاطر موقعيت خاص آب و هوايي در جنوب شرق آسيا باغ پرندگان و باغ پروانه ها از ديدني هاي مهم کشورهاي اين منطقه است. در اين شهر هم شما مي توانيد از اين اماکن ديدن کنيد. بازار صنايع دستي- باغ گلهاي ارکيده- نمايشگاه گونه هاي صدف و خرچنگ هاي دريايي و باغ وحش از ديدني هاي ديگر اين شهر است.
ديدني هاي تايلند تمامي ندارد. علي قادري مدير شرکت هومن تور فرصت نفس کشيدن به من نمي دهد هنوز نتوانسته ام از بسياري از مراکز ديدني و بازارها ديدن کنم و عکس بگيرم. تقريبا کار من هر روز بازديد از هتلهايي است که مسافران ايراني توسط شرکت هومن تور در آنها اقامت مي کنند. البته در بيشتر نقاط جهان بعضي از هتلها خود به مراکزي ديدني و تفريحي تبديل شده اند. و حتي هتل هايي ساخته شده اند که مسافران از زماني که وارد مي شوند تا زمان خروج از آن کشور فقط فرصت مي کنند در همان هتل گردش کنند. البته در تايلند چنين هتل هايي نيست. اما هتلهاي بزرگ و مشهوري به خصوص در بانکوک وجود دارد. که در اين سفر فرصت شد بازديدي از آنها داشته باشم. اولين هتلي که از آن بازديد کرديم همان هتلي است که شب اول اقامت در بانکوک مهماني انجمن مسلمانان برگزار شد. هتل 5 ستاره «دو- سي- تاني» با لابي ها و رستورانهاي متعدد و بزرگ در مرکز شهر بانکوک و در مجاورت خطوط ريلي و بازارهاي مهم. از هتلهاي ديگري که با ذائقه ايرانيان بيشتر تناسب دارد مي توان به اين هتل ها اشاره کرد.
AMARI ATRIUM- ARNOMA- DREAM PLAZA ATHENEE

- يکي از مشکلات ما ايرانيان در سفرهاي خارجي هميشه تهيه غذا بوده است. در تايلند هم همين مشکل وجود دارد اما نه به اندازه ي کشورهايي مثل چين- کره و ژاپن و شايد دليل آن هم وجود مسلمانان در اين کشور باشد. در بعضي از خيابانهاي پرتردد مي شود رستورانهايي ديد که غذاي ايراني و عربي سرو مي کنند. البته اين مسأله کمتر در هتل ها مورد توجه قرار گرفته است. اما به هر حال مي شود غذايي که باب ميل باشد را پيدا کرد. چند رستوران ايراني و عربي در خيابان «سوخوم ويت» وجود دارد که علاقه مندان به غذاهاي با ذبح اسلامي مي توانند از آن استفاده کنند.
در اين رستورانها علاوه بر ايرانيان و عرب ها گردشگران ساير ملل هم ديده مي شوند که با علاقه و لذت غذاهاي ايراني سفارش مي دهند. اما به نظر من بايد غذاهاي مختلف را در اين سفرها امتحان کرد. البته توصيه نمي کنم بعضي از غذاها مثل کباب حشرات، سوپ کرم خاکي و... را امتحان کرد. چون خودم جرات اين کار را نداشتم. ولي به هر حال اگر کسي هست که اين غذاها را ميل کرده است خوشحال مي شوم از نظرات او آگاه شوم !!
يکي از رستورانهاي غيرايراني که بسيار جالب است را شما مي توانيد در طبقه ششم مرکز تجارت جهاني بانکوک پيدا کنيد. در اين رستوران انواع غذاهاي شرقي- غربي- دريايي- زميني و زيرزميني!! سرو مي شود. فکر مي کنم با قيمت مناسب بتوانيد يک غذاي خوب ميل کنيد. در همين رستوران مشغول صرف ناهار بوديم که علي قادري گفت:
- فردا با ژنرال سونتي قرار ملاقات داري.
- فردا؟ کجا بايد برويم؟
- جايي نمي رويم. ژنرال خودش به ديدن تو مياد.
- مياد هتل؟
- نه- مياد دفتر هومن تور- يک مترجم با خودش مياره که راحت بتوني صحبت کني.
از ژنرال سونتي زياد شنيده بودم. شايد به خاطر داشته باشيد که چند سال قبل يک کودتاي تقريبا بدون خون ريزي در تايلند به وقوع پيوست که «تاکسين» نخست وزير وقت تايلند سرنگون شد. کسي که کودتا کرد همين ژنرال سونتي بود که مردي مسلمان است و قدرت در سايه ي تايلند محسوب مي شود. چندي قبل هم که در تايلند درگيري هاي زيادي به وقوع پيوست باز هم همين ژنرال بود که اوضاع را کنترل مي کرد. هرچند که در حال حاضر بازنشسته شده است اما هنوز داراي قدرت زيادي است. در شبي که به مهماني انجمن مسلمانان رفتيم. ژنرال مهمان ويژه بود که سمت راست عروس پادشاده نشسته بود و همين جايگاه نشان مي داد که او مرد مهم و قدرتمندي است. تا قبل از ملاقات و انجام مصاحبه سعي مي کنم به اطلاعات بيشتري درباره ي او دست پيدا کنم تا بتوانم مصاحبه خوبي با او انجام دهم. دفتر علي قادري در خيابان «سيلوم» يکي از خيابان هاي اصلي و مهم بانکوک است.
در دفتر هومن تور به انتظار نشسته ام که فردي تنومند وارد دفتر مي شود و سراغ علي قادري را مي گيرد. به تايلندي با قادري صحبت مي کند و نگاهي هم به من مي اندازد و خارج مي شود. قادري مي گويد که محافظ ژنرال بود و خبر داد که تا چند دقيقه ديگر ژنرال به دفتر مي رسد. پس از چند دقيقه ژنرال سونتي به همراه خانمي که مترجم او بود وارد شد. به گرمي با من احوال پرسي کرد و از اقامت من در تايلند سوال کرد و خواست اگر مشکلي و يا درخواستي دارم عنوان کنم. نه مشکلي بود و نه درخواستي. نيم نگاهي به بيرون از دفتر مي اندازم. محافظ تنومند ژنرال آن سوي دفتر مشغول قدم زدن است و گاهي با بي سيم صحبت مي کند.
چهره ژنرال گندمگون است مثل اکثر تايلندي ها ولي شباهت هايي هم به مردمان غرب آسيا دارد. در همان ابتداي سخن خود را از نوادگان شيخ احمد قمي معرفي مي کند و به آن افتخار مي کند. براي من جالب است که رئيس سابق ستاد ارتش تايلند يک مسلمان است که خون ايراني- اسلامي را در رگ هاي خود جاري مي داند و بدان افتخار مي کند. (گفتگوي ما را در ادامه خواهيد خواند) از ايران براي او هديه اي آورده ام که به او اهداء مي کنم. بسيار تشکر مي کند. حدودا 2 ساعت گفتگوي ما به طول مي انجامد. از قرار معلوم سفري به ايران خواهد داشت. تهران- مشهد و اصفهان را دوست دارد و قرار است از اين 3 شهر بازديد کند. گفتگوي جالبي بود.
- سفارت جمهوري اسلامي ايران در تايلند سفير نداشت (البته الان که شما اين گزارش را مطالعه مي فرمائيد سفير ايران در تايلند منصوب شده است) براي همين امکان ديدار با سفير وجود نداشت. در مهماني انجمن مسلمانان در هتل (دو- سي- تاني) با محمد تمهيدي رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران آشنا شده ام و همان شب قرار مي شود تا در فرصتي مناسب به ديدارش بروم. دفتر رايزني فرهنگي در يکي از خيابانهاي فرعي «سوخوم ويت» است. تمهيدي علاقه بسياري به فعاليت هاي مشترک با تايلندي ها دارد. وقتي وارد ساختمان مي شوم از عکس هايي که به ديوار نصب کرده اند مي توانم بفهم که فعاليت هاي مختلفي در اين دفتر انجام مي گيرد. از برگزاري جشن هاي ملي و مذهبي تا مسابقات فوتبال. در يکي از تصاوير که مربوط به مسابقه ي فوتبال است ژنرال سونتي را تشخيص مي دهم. تمهيدي در گفتگويي به تشريح فعاليت هاي رايزني فرهنگي مي پردازد. فعاليت هاي زيادي انجام شده است.
مسلمانان تايلند به خصوص شيعيان ارتباط بسيار نزديکي با رايزني دارند. (در حال حاضر ماموريت محمد تمهيدي پايان يافته است و جلال تمله رايزن فرهنگي ج. ا. ا. در تايلند است). همانطور که قبلا عنوان شد اسلام دومين مذهب در تايلند شناخته مي شود و طبق آماري که منتشر شده است تعداد مسلمان در تايلند 2 ميليون نفر است. اما کميته مرکزي امور اسلامي تايلند تعداد مسلمانان را 5/4 ميليون نفر برآورد کرده است.
وقتي اين تعداد مسلمان در يک کشور وجود داشته باشد- رايزن فرهنگي کشور ما در آن کشور مي تواند فعاليت هاي گسترده تري داشته باشد.
مدت اقامت 8 روزه ي من در تايلند به سرعت سپري مي شود. در اين سفر علي قادري و شرکت هومن تور ميزبان من بودند، جا دارد تشکر ويژه اي داشته باشم از او و کارکنان شرکت هومن تور. آشنايي با تايلند و مردم خونگرم اين کشور به من کمک کرد تا نگرش خود را نسبت به خيلي از مسايل اصلاح کنم. آشنايي من با فرهنگ و آئين بوديسم به سالها قبل و به زمان دانشجويي برمي گردد. اما اين سفر باعث شد به شناخت بهتري نسبت به اين آيين برسم و تشابهات زيادي بين اسلام و بوديسم پيدا کنم. بي دليل نيست که همايش اسلام و بوديسم در تايلند برگزار مي شود و بي دليل نيست که بودائيان به اسلام و مسلمانان علاقه دارند. فکر مي کنم شناخت ما نسبت به تايلند و آيين بوديسم بسيار کم است. که اگر شناخت ما نسبت به اين کشور و آيين بيش از گذشته شود مي تواند به تفاهم بيشتر دو ملت منتهي شود. و البته نبايد اين واقعيت را کتمان کرد که بيشتر تبليغات منفي که بر عليه کشور ما و حتي دين مبين اسلام صورت مي گيرد در سايه همين عدم شناخت ساير ملل از ماست. وقتي ما نتوانيم آنگونه که هستيم خود را به ساير ملل بشناسانيم نبايد انتظار داشته باشيم تبليغات منفي ديگران بر عليه ما تاثيرگذار نباشد- وقتي گردشگر و خبرنگاري چون من با سفري هشت روزه مي تواند به شناختي بهتر در مورد يک کشور و يک آيين دست پيدا کند همين امر مي تواند در مورد ديگران هم مصداق پيدا کند.
ايران بزرگ ما با اين همه قابليت هاي فرهنگي، تاريخي، مذهبي، طبيعي چرا بايد آماج حملات تبليغاتي بيگانگان باشد؟ و چرا بايد اين تبليغات اثرگذار باشد؟ بايد واقع بين بود. در مقابل پرکاري ديگران در ارائه تصويري نادرست از کشور ما. اين ما هستيم که کم کار هستيم. بايد بيشتر تلاش کرد.

 
صفحه اول
درباره ما
آرشيو مجله
آرشيو سايت
اشتراک مجله
العربية
English Section
 

© Copyright 2009 www.mosaferan.ir

درباره ما | اشتراک مجله | آرشيو مجله | آرشيو سايت | اشتراک مجله