جستجو

   
نسخه قابل چاپ
گزارش سفر به ارمنستان

{ محمدرضا بخارايي نجفي - کارشناس مديريت هتلداري، تشريفات و تورگرداني }

شايد به جرأت بتوان گفت در آينده نزديک شاهد شنيدن و مطرح شدن نام کشوري کوچک اما با تمدن و تاريخ گذشته بسيار غني در عرصه توريسم خواهيم بود که بتواند در بازار سرشار رقابت در عرصه توريسم جايگاهي وسيع داشته باشد. پس بياييد جزء اولين کساني باشيد تا به همراه نشريه مسافران سفري کوتاه اما پرخاطره را به کشور زيبا و متفاوت ارمنستان داشته باشيم.
ارمنستان با دارا بودن آب و هواي کوهستاني در زمستان همراه با زيبايي هاي چشمگير طبيعي ويژه مناطق کوهستاني در دامنه هاي زيباي آرارات و بافت سرسبز و طبيعي جنگلي بسيار زيبا در جنگلهاي بکر زاقکازور و سواحل نيلگون و زيبا و منحصر به فرد درياچه سوان در حقيقت کشور چهار فصل براي مسافرت و توريسم مي باشد.
ماههاي دسامبر، ژانويه و فوريه زمستاني سرد با بارندگي برف همراه با تنوع زيباي زمستاني، و ماههاي مارچ و آوريل و مي بهار بسيار دلپذير گاهي همراه با بارندگي و مناظر زيباي شکوفه درختان و درجه حرارت بين 7 تا 12 درجه سانتيگراد، ماههاي جون، جولاي و آگوست تابستاني گرم با آفتابي دلپذير و فضايي کاملا متفاوت و دلنشين، و ماههاي سپتامبر، اکتبر و نوامبر پاييزي بسيار خوش نقشه با بارندگي پراکنده و مناظر رويايي و همانطور که گفته شد 4 فصل کاملا مناسب جهت سفر مي باشد.
تمام اين موارد گفته شده ما را بر آن داشت که اين شنيده ها را تجربه کنيم پس در تاريخ 1/6/1386 پس از برنامه ريزي به همراه يک گروه 40 نفره با اتوبوس به عنوان اولين تور زميني از مبدأ مشهد به مقصد ايروان سفر طولاني خود را آغاز کرديم.
در 30/19 مشهد را ترک کرديم و در هنگام خروج از ترمينال آخرين نگاه را به گنبد و بارگاه ملکوتي علي ابن موسي الرضا انداخته و خود را در اين سفر طولاني از آغاز تا پايان به او سپرديم، پس از انجام مراسم خيرمقدم و معارفه مسافرين را تا ميانه راه سبزوار با گفتار و اطلاعات لازم سفر همراهي نموده و در ساعت 11 شب 2 نفر ديگر از مسافرين را در سبزوار سوار نموده و به سوي تهران حرکت کرديم، پس از ورود به ترمينال غرب و ملاقات خانم کريستين طرف ارمني و نماينده و مدير عامل شرکت ميزبان ما در ايروان و تعويض اتوبوسها با يک دستگاه اتوبوس لوکس اسکانيا به همراه 42 مسافر عازم تبريز شديم، حدود ساعت 8 شب در تبريز 4 نفر ديگر از مسافرين که به صورت هوايي به تبريز آمده بودند به ما ملحق شدند و در نهايت با کمي مشکل و جابجايي صندلي ها به دليل اضافه شدن چند مسافر خارج از گروه مشهد در ترمينال غرب که از اتوبوس قبلي به ما اضافه شدند با ظرفيت کامل به حرکت خود ادامه داديم، پس از صرف شام در آخرين شهر مسير (جلفا) و سوختگيري در آخرين پمپ بنزين ايران در شهر زيبا و کوچک سپيدرود به سمت مرز نوردوز حرکت کرديم، حدود ساعت 23 وارد مرز شديم و پس از انجام سريع امور گمرکي مربوط به ايران از مرز گذشته و در نقطه صفر وارد مرز ارمنستان شديم، نکته بسيار جالب، پيگيري سريع و بسيار مودبانه امور مسافرين توسط ماموران گذرنامه گمرک ارمنستان بود که هر مسافر با پرداخت 30 دلار جهت اخذ ويزا که البته در حال حاضر به 50 دلار تغيير کرده و بررسي لوازم شخصي مي توانست وارد ارمنستان شود، اولين چيزي که جلب توجه مي کرد، صداي زيبا و با ابهت رودخانه ارس بود که به عنوان مرز در منطقه قره باغ که کشورهاي ايران، ارمنستان، آذربايجان و نخجوان قرار دارند به گوش مي رسيد، مي توان گفت که منطقه قره باغ و قفقاز واقعا داراي بافت جغرافيايي بسيار متفاوتي مي باشد، نکته جالب اين بود که هيچ کدام از نيروهاي پليس و گمرک ارمنستان ارمني الاصل نبودند و گويا امور خاص نظامي و امنيتي و مرزباني به روسها با ظاهري متفاوت و چهره هاي کاملا روشن سپرده شده است پس از حرکت به سوي ايروان وارد مسيرهاي کوهستاني با پيچها و گردنه هاي فراوان شديم به جرأت مي توان گفت جاده چالوس و کندوان در برابر اين مسير، جاده کفي مي باشد، پيچهاي 360 درجه و 180 درجه در دو طرف دره هاي عميق و بي دليل نيست که رانندگان حرفه اي نام اين مسير را چهل پيچ گذاشته اند، پس از حدود 3 ساعت چراغهاي شهري زيبا در پايين گردنه مشخص شد، و حدود ساعت 7 صبح به اولين محل توقف رسيديم رستوراني در بالاي ارتفاعات و در انتهاي يکي از پيچها با نام محلي گريز، صبحانه عالي با نان تازه و سبزي و شير داغ صرف نموديم و سپس به ادامه راه پرداختيم، همه چيز به خوبي پيش مي رفت و مسافرين خسته پس از طي حدود 3000 کيلومتر واقعا خسته و کلافه شده بودند، همه خوشحال بودند که تا 2 ساعت ديگر در هتل 5 ستاره آرمينا رويال پالاس در حال استراحت هستند که ناگهان حادثه اي پيش بيني نشده ما را با 4 ساعت تاخير مواجه نمود، درست در 20 کيلومتري ايروان ناگهان 3 رأس اسب در ميان جاده ظاهر شدند، که 2 اسب از جاده عبور کرده و اسب سوم به ناگاه به دليل نامعلومي پس از نگاهي به اتوبوس در وسط جاده توقف نمود، راننده با وضعيت بحراني مواجه شد در صورت ترمز ناگهاني و با توجه به وضعيت اتوبوس که با ظرفيت کامل در سرعت سراشيبي قرار داشت، قطعا با حادثه جدي مواجه مي شديم و امکان واژگون شدن اتوبوس و يا سقوط در دره اجتناب ناپذير بود، در نهايت برخورد شديد با اسب به حدي که اتوبوس اسکانيا با آن وزن و ابهت به شدت تکان خورده و منحرف شد و اسب بيچاره ...خودتان حدس بزنيد، همه مات و مبهوت چند ثانيه سکوت و ناگهان فرياد يا امام رضا (ع) مرا به ياد لحظه خداحافظي از آقا انداخت! من و همکارم سعيد غلامي که در روي صندليهاي جلو نشسته بوديم و تنها با هم به راننده مات و مبهوت و عرق کرده که زير لب يا حسين مي گفت نگاه انداختيم، فرياد يکي از مسافرين که براي سلامتي خودتان صلوات بفرستيد، آرامش را به جمع آورد، 200 متر بالاتر توقف کرديم، و 2 ماشين از روستائيان محلي بلافاصله خود را رسانده و ما را متوقف نمودند، با مشکل جدي مواجه شديم به ناچار پياده شديم و بحث و جدل درباره خسارت آغاز شد، و جالب بود صاحب اسب اعلام مي کرد اين اسب مسابقه بوده و 2000 دلار قيمت دارد، کمي خنده دار بود، اما چاره اي نداشتيم، بالاخره پس از 4 ساعت مجادله با مداخله پليس و راهنماي محلي همراه و پرداخت 500 دلار مشکل حل شد و حرکت کرده و به ايروان رسيديم. شهري زيبا و زنده، تمام موبايلهاي مسافرين پس از مرز رومينگ شده بود ولي سيم کارت به نام ديداسل در همه جا قابل خريد بود به قيمت 2500 درام (واحد پول ارمنستان) هر دلار تقريبا معادل 300 درام مي باشد، و به صورت اسکناسهاي 20000، 10000، 5000، 1000 قابل استفاده مي باشد. کد ارمنستان ايروان 00374 و کد ايروان 10 مي باشد که به صورت ترتيبي شماره گيري مي شود، ساعت کار بانکها دوشنبه تا جمعه 9 تا 16 و روزهاي شنبه 9 تا 13 و روزهاي يکشنبه تعطيل مي باشد.
بانک ملت ايران در ميدان اصلي شهر به نام هراپارک شعبه دارد و روزهاي شنبه و يکشنبه تعطيل است. فروشگاهها همه روزه از ساعت 30/9 تا 19 باز هستند و بازار زيباي صنايع دستي ورنيساژ در روزهاي يکشنبه و شنبه از 9 تا 18 دائر است.
از اواخر فروردين ماه مي توان از رستورانها و کافه ها در نقاط مختلف شهر به صورت روباز استفاده نمود. ولتاژ برق 220، 240 ولت مي باشد و دو شاخه هاي آن مانند ايران است.
وسايل نقليه عمومي اتوبوسها، ميني بوسهاي خطي و تاکسي ها مي باشد و هزينه نرمال آن 100 درام و تاکسي تلفني کيلومتري 100 درام مي باشد.
تنوع غذايي بسيار مناسب مي باشد، رستورانهاي ارمني Old Yerevan و Gor village معروف هستند، و رستورانهاي ايتاليايي، چيني، مکزيکي، لبناني، گرمي و البته رستورانهاي ايراني آريا در خيبان تومانيان و روسيني در خيابان آبويان معروف و شناخته شده هستند، رستورانهاي ييلاقي در دره هرازدان نيز با فضاي متفاوت و موسيقي زنده ديدني هستند.
مراکز خريد معروف در ايروان مانند داشير (البسه) هرازدان (البسه)، بنگلادش (البسه) هاباستان هانراخانوت (البسه)، پتاک (مواد غذايي) ورنسياژ (صنايع دستي) هميشه شلوغ هستند. مراکز تفريحي فراوان و مي توان به مراکز معروف: هراپاراک (ميدان اصلي شهر) اپرا (کافه ها و رستوران روباز)، خيابان خانجيان و ماشتوش (رستورانها)، پارک مادر ارمنستان شهر مقدس و تاريخي اجميازين (کليساي معروف)، درياچه سوان (مرتفع ترين درياچه آب شيرين دنيا) و جنگلهاي راقگازرو با پيستهاي متنوع اسکي، معبد گارني متعلق به قرن اول ميلادي، جنگلهاي دليجان و پارک آبي ايروان اشاره نمود. در شهر ايروان همه روزه شما شاهد حرکات کاروانهاي عروس با ماشين هاي ليموزين زيبا خواهيد بود. شهري تميز داراي بافت قديمي و مدرن، افرادي بسيار شيک پوش و مودب، و چهره هاي بسيار شبيه به ايرانيان و به ندرت چهره هاي شاخص روس ديده مي شود. مي توان گفت در قلب ايران هستي، مردمي بسيار مهربان، خونگرم، صميمي، و از همه مهمتر محيط بسيار مناسب جهت آرامش خانواده ها، در روز اول پس از گشت City Tour و بازديد از پارک مادر ارمنستان به هتل برگشته و بعد از ظهر در مراسم افتتاحيه بازيهاي المپيک ارامنه که در ميدان اصلي شهر و با موزيک زنده و کنسرت همراه بود شرکت کرديم، در روز دوم همراه گروه به درياچه زيباي سوان رفته و پس از روزي پر از فعاليت براي مسافرين (شنا، جت اسکي، اسکي روي آب) و صرف نهار در رستوراني در بالاي درياچه که ماهي مخصوص اين درياچه را سرو مي کرد به هتل برگشته و حدود ساعت 9 شب مراسم آتش بازي و فشفشه بازي را به مدت 2 ساعت بر فراز شهر تماشا کرديم، در روزهاي سوم و چهارم بازديد از ديگر اماکن توريستي شهر داشتيم، و پس از 5 روز به ياد ماندني دوباره ايروان را به سوي مرز ترک کرديم، جالب بود در هنگام بازگشت تنها با 12 نفر مسافر برگشتيم بيشتر مسافرين در تبريز از گروه جدا شده و به فرودگاه رفتند و جالبتر اين که وقتي ما به مشهد رسيديم هنوز تعدادي در فرودگاه تبريز و تهران منتظر پرواز مشهد بودند و در ليست انتظار ثبت نام کرده بودند! در هرحال اين تور به عنوان اولين تور زميني ارمنستان از مشهد به پايان رسيد و چشمان منتظر من در ساعت 6 صبح در روي تپه سلام به گنبد و بارگاه آقا امام رضا روشن گرديد و شکر خدا را به جا آوردم، در پايان مي توان گفت ارمنستان کشوري آرام و زيبا براي يک سفر خانوادگي مطمئن مي باشد و شبهاي زيباي دره هوازدان را در هيچ جاي ديگري نمي توان تجربه نمود و معماري زيبا ميدان هراپاراک با روم و پاريس رقابت مي کند.

 
صفحه اول
درباره ما
آرشيو مجله
آرشيو سايت
اشتراک مجله
العربية
English Section
 

© Copyright 2009 www.mosaferan.ir

درباره ما | اشتراک مجله | آرشيو مجله | آرشيو سايت | اشتراک مجله